|
|
|
دوستان عزيز من دوستان عزيزي كه خيلي هايتان را نديده ام و نمي شناسم بالاخره بعد از مدت ها استرس ، ترس ، عدم تمركز حواس و مشكلات بزرگي كه توي زندگي شخصي من اتفاق افتاد تونستم يه غزل بنويسم !!! نمي دونم شما هم مثل من هستيد يا نه ولي من هر وقت ذهنم آشفته است نمي تونم اون طور كه بايد و شايد به شعرم برسم اميدوارم تاخير تقريبا ۳ ماه ي من رو به بزرگواري خودتون ببخشيد و اين كار رو با تمام توان (نه تعارف نمي كنم !) نقد كنيد حالم بد از نخاله ي سيگار هاي برگ تف مي كنم حواله ي سيگارهاي برگ من مانده ام و نيمه غزلهاي مردني من مانده ام و هاله ي سيگارهاي برگ تو راه مي روي دو- سه خط سمت آفتاب بر تن و يا كشاله ي سيگار هاي برگ تو اولين درخت زميني كه : سبز سبز ... من آخرين تفاله ي سيگار هاي برگ □ □ □ اين ضجه از گلوي پر از شيون من است من ! من ! نه ناله ي سيگار هاي برگ لعنت به من ، به همه ، زندگي و يا – فرجام بيست و چند ساله ي سيگار هاي برگ مي چرخد از زمين به هوا ، دود لعنتي ! نفرين به رقص باله ي سيگار هاي برگ تف مي كنم نثار خودم ، دود ، شعر ، يا – تف مي كنم حواله ي سيگار هاي برگ . ۲۶ / ۸ / ۱۳۸۵ با اميد به حرفهاي ناگفته اي كه در ذهن هاي شما غوطه مي خورند اميدوار به نقد شما مي مانم بدرود |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم آبان 1385ساعت 10:45 توسط مهدی رحیمی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من روز دوم - برج عقرب - سال موش (1363) در اراک متولد شدم و هم اکنون متاسفانه شاعرم . |
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1388 دی 1387 مرداد 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 تیر 1386 خرداد 1386 بهمن 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 |
|
RSS
|