|
|
|
باز هم سلام ببخشید که این وبلاگ مدتی تاخیر شد !!! باز هم یک غزل بد نیست با هم این شعر رو بخونیم ؟! تصویرهای بکر ذهنم محشر است اما بانوی مشکی چشم من زیباتر است اما اینبار در ذهنم تمام پیکرم می سوخت اینبار یک تصویر از خاکستر است اما هر روز من از تابش خورشید تر بودم اینبار خورشید از نگاه من تر است اما طاقت ندارم دردهایم بیش از این باشد طاقت ندارم گرچه جنگ آخر است اما {دست چپت بر روی ماشه ، روی گیجگاهم ، نه ! بر روی انگشتت هنوز انگشتر است اما } تصویر ذهنت خالی از من بود ، خالی تر بی من بمان ، این شعر ، نقطه ، از سر است اما تصویرهای کهنه ی ذهنم ورق می خورد اینبار بانویم ولی زیباتر است ، اما . . . امیدوارم این کار رو هم مثل کارهای قبل بخونید و نقد کنید یادتون نره !! من منتظر نقدتون هستم یا علی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نهم خرداد 1385ساعت 15:4 توسط مهدی رحیمی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من روز دوم - برج عقرب - سال موش (1363) در اراک متولد شدم و هم اکنون متاسفانه شاعرم . |
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1388 دی 1387 مرداد 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 تیر 1386 خرداد 1386 بهمن 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 |
|
RSS
|